سلام ... !
امتحانام تموم شده و فعلا نه حرفی برای گفتن به آقای گاورمنت دارم ... نه فرصت هر روز آپ شدن ...می خوام یه کم استراحت کنم و خستگی امتحانا رو از تنم بیرون کنم ، بعد با چند تا پارچ زهر مار تگری و تازه برگردم ...
اما کلی حرف برای کسایی دارن که تا حالا تنهام نذاشتن و فقط و فقط دیدن کامنتاشون برام یه دنیا ارزش داشت ... !
سیب عزیزم : تا حالا پیش نیومده که ما شله زرد یا هر چیز دیگه ای بپزیم و بدیم بیرون ... نمی دونم چرا ... منظورم اینه که همه این نامه ها داستان هاییه که تو ذهن من ، ایما پرند اتفاق می افته ... اما اگر واقعا شله زرد می پختیم بهت قول می دادم که تو رو ازش بی نصیب نمی ذاشتم ...
آقای دمی زاده بزرگوار : از ابراز لطفتون و اینکه هیچ وقت کامنت هامو بی جواب نمی ذارین ممنونم ... فکر کنم وقت شما خیلی با ارزش تر از اینه که به هجویات من اختصاص پیدا کنه و این که شما به من سر می زنین ، فقط لطف و تواضع شما رو ثابت می کنه ... ! یک دنیا ممنون ...
سالی عزیزم ؛ هرچند که تا حالا فقط یکی دوتا کامنت ازت دارم ، اما امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم و از ابراز لطف تو هم ممنونم ... !
محسن عزیز : نمی شناسمت ، اما فکر می کنم نوشته هام اتفاقی رو تو ذهنت ایجاد کرده که امیدوارم مثبت باشه ... خوشحالم که نگاهم ، حرفم و کلماتم برات آشناست ... امیدوارم این آشنایی ، به جای خوبی برسه ...
ذغال اخته خوبم : نمی دونم چرا آدرس وبلاگت و برام نذاشتی ، اما معذرت می خوام که انتظار بیشتر از این داشتی و من نتونستم انتظارتو برآورده کنم ... و اینکه واقعا شرمنده ام از اینکه اون طور که می خواستی ؛ از وقتی که برای خوندن نوشته هام گذاشتی لذت نبردی ... من رسما از شما معذرت می خوام ...
موسیو گلابی مهربون و جذابم : خیلی از کامنتات انرژی می گیرم ، امیدوارم همیشه به یاد مارمالات باشی و دل ترشیده شو با کامنتات شاد کنی ... در ضمن ، از جسارتی که تو نوشتن به خرج میدی ، سرشار از جو زدگی می شم ...
صلح سپید عزیزم : نمی دونم چرا خیلی وقته نمیای و بهم سر نمی زنی ... کمی تا قسمتی نگران و ناراحتم از این بابت ، اگه حالت خوبه مارمالات و بی خبر نذار !
زیر پوش جان : من خیلی بهت سر می زنم اما از تو فقط یه کامنت دارم ... انصاف به خرج بده ... !
نوستوس و آستیگمات عزیز : ممنون که منظورمو کاملا از واژه آقای گاورمنت فهمیدین ! خیلیا این واژه رو اشتباه تعبیر می کنن !
حکیم کنفوسیوس : شما خیلی کم لطفی می فرمایین ، مارمالات همیشه به یاد شما و اسم ثقیل وبلاگتون هست !
ستاره عزیز : خیلی ممنون که به نظرت مارمالات اسم قشنگیه ، خیلی خوشحالم کردی که چنین نظری دادی ، چون مارمالات یه نمه احساس غربت می کرد ، کسی اسمشو درک نمی کرد آخه ! اما از تو هم فقط یه کامنت دارم و یه نمه گله ... ! منتظرتم ...
آقای هالو : شما چرا انقدر بدجنسین ؟! این همه اومدم و رفتم و کامنت گذاشتم و تهدیدتون کردم ، اما هنوز برنگشتین ... !
نیلوی مهربون : خوشحالم که 4 تا نامه به مذاقت خوش اومد ، ولی الات من هشتمین نامه رو هم نوشتم و تو هنوز نیومدی !
اما ستاره عزیزم : از اینکه فکر می کنی خونه جدیدم محشره ممنون ... خیلی خوشحال شدم ... همیشه از کامنتای محبت آمیزت انرژی مثبت می گیرم ...
پ.ن : دوستانی که اینجا اسمی ازشون نبردم ، از مارمالات دلگیر نشن ، مارمالات همه شما رو واقعا دوست داره ، و هر روزی که نمیاد و کامنتاتون و نمی خونه دلش به شدت می گیره ...اما برای این از بعضیا اسم نبردم که فقط اومدن و رفتن و رد پای پررنگی از خودشون نذاشتن ... اما از اونا هم ممنونم ...
به امید زهر مار های تلخ تر ... !